دوباره شب شد آرام سیاه و سرد و خاموش

بین من و غصه ها یادم تو را فراموش

 

بعد گذشت طوفان نوبت خواب برگه

نوبت آرامش و خاطره تگرگه

 

تنها صدای کوچه خش خش سرد جارو

مثل صدای امید، صدای پای پارو

 

بوی علف، بوی گل، زمین نم گرقته

پدر بازم راست می گفت:"خدا هنوز نرفته!"

  

خدا هنوز نرفته همین جا روی بومه

نمیبینی چه بغضی امشب توی گلومه؟

 

بعد گذشت دیشب امشب چه حالی داره

پرشده تو آسمون از پولک ستاره

 

اتاق پوک آبی منتظر سلامه

میگن میخواد خواب بیاد من یکی از خدامه