باران که شد تمام زمـین خـیس خنده شد

پـایـم بـرید و قلب مـن از جاش کنده شد

امـا دوبـاره خنـده بـه لب‌هام خـشکه زد

بـاز ایـن غـروب جمـعه برایم کشنده شد