تصویری از پیدا و پنهان جهان دارد

او که دهان... نه! قله ی آتشفشان دارد

 

 برف است از رنگ تنش، دریاست موهایش

با روسری ساتن تتن تن... بادبان دارد

 

مستم ولی این استکان چشم؛ روی چشم

باور بکن این مست شوق استکان دارد

###

ارباب تهران با سلام و احترام، اما

لب های خیس حضرتعالی چنان دارد-

 

از برق می سوزاند و از عشوه می سوزد

لب های من شوق عجیب امتحان دارد

###

دارد به هم میریزد این قول و قراری که...

از بس که طولانی شدم در انتظاری که...

 

حتی قدم را از قدم برداشتن سخت است

وقتی خیابانی برای خود نداری که...

 

من سال را با چشم تو تحویل خواهم کرد

چشمی به رنگ سبزه ها دارد بهاری که...

 

مرداد، تن، لیمو، غروب شرجی چالوس

احسنت بر این خالق و بر ابتکاری که...

 

پاییز می آید، تو می آیی و می بینم

سارافون قرمز به تن دارد اناری که...

 

اصلن زمستان وقت خوب آمدنهات است

و من که منگم از صدای انفجاری که...

 

آرام در گوشم صدایت را بپیچان و

تسکین بده زخمی که لایش استخوان دارد

 

آغوش گرمی تا سحر هم استکانم باش

هم استکانم باش تا این جسم جان دارد