عیدانه...

04.jpg

 

هیچ حرفی از زبانم سر نزد 

هیچ کس این خانه ام را در نزد 

  

باز هم حالی به حالی شد دلم 

آب خوردم خیس شد از نو گلم  

  

باد در پیشانی شب تاب خورد

بوی باران باز بر مهتاب خورد  

  

یک نخ دیگر به آتش داده ام 

ربط آتش بر فراغش داده ام  

  

بوی خواب آلود دود از در گریخت 

ابر هم اشکی به بام خانه ریخت  

     

چرخ میزد ساعت دیواری ام: 

"آخرین ساعات بی آزاری ام"  

    

پنجره حرفی بجز دعوا نداشت 

داشت هم دیگر برای ما نداشت  

      

خانه بین چشم و ابرو کرده ام    

من به این بی حرمتی خو کرده ام    

       

یک نخ دیگر به آتش باختم  

قصه ام را بار دیگر ساختم  

            

باز هم این قصه تا آخر رسید  

شک من تا مرزی از باور رسید  

           

دست هایم را کنار سر زدم 

چند ساعت از ته دل عر زدم  

           

هیچ کس این خانه ام را در نزد

هیچ کس بی تابی ام را سر نزد  

         

سرد و تنها غرق دنیا مانده ام    

از قطار زندگی جا مانده ام      

             

بعد پرواز کبوتر مرده ام      

بعد مرگ باغبان پژمرده ام    

         

هیچ کس باور نکرد این غصه را 

هیچکس هرگز نپرسیدم چرا  

              

شب برای صبح گامی کسر داشت  

روز نو تنها سلامی کسر داشت  

          

ایستادم تا سحر کامل شود 

این امید بی ثمر باطل شود  

       

باز هم خورشید رنگی کهنه داشت    

"تیغ و رگ"، باید تو را تنها گذاشت...  

          

خون میان راه را پر کرده بود      

آخرین کبریت، نخ، پژواک، دود  

      

گوشی ام ناگه به من پیغام داد    

قاصدک کاری دگر انجام داد  

     

باز هم حرف همین امروز بود      

باز هم تبریکی از نوروز بود   

         

*پ.ن: 

نوروز مبارک

 

/ 27 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پطرس

سلام دوست عزیز تشکر فراوان از حضورت و لطفت موفق باشی[گل][لبخند][گل]

قطره ای از دریا

سلام: سال نو مبارک وب پر احساسی دارین آقا مرتضی اگه به خاطرات گذشته علاقمندی یه توک پا بیا ببین[گل]

انسیه

سلام گلم خوبی؟ دلم برای همتون برای نوشتناتون برای درده دلاتون برای ناراحتیاتون برای شاد نوشتناتون برای روی ماه گلتون یه ذره شده به قوله تو یه 90 روزی هست که رنگه وبلاگ و ندیدم زیاد مینویسم ولی وقت و حاله گذاشتن تو وبلاگ و ندارم تو چی کارا میکنی؟ خوش میگذره؟ سال جدیدت مبارک امیدوارم امسال سال خوبی باشه هم برای تو هم برای من!!!! دلم برات تنگ شده بود درسته من ننوشتم ولی نوشته های شما رو میخوندم شاید خیلی دور خیلی نزدیک دوباره نوشتم ولی مطمین باش اگرم من ننویسم به شماها سر میزنم دوستتون دارم موفق باشی انسیه[ماچ][بغل][چشمک][خداحافظ]

آیدا

گونه ی بارونی من! همه جا آفتابی شده بسه دیگه گریه نکن چشمای من آبی شده ... به روزم

آیدا

نقاط قوت شعرت: باز هم حالی به حالی شد دلم آب خوردم خیس شد از نو گلم ... پنجره حرفی به جز دعوا نداشت داشت هم دیگر برای ما نداشت ... سرد و تنها غرق دنیا مانده ام از قطار زندگی جا مانده ام ... بعد پرواز کبوتر مرده ام بعد مرگ باغبان پژمرده ام ... نقاط ضعف کار: دست هایم را کنار سر زدم چند ساعت از ته دل عر زدم( با مصاریع دیگه هم خونی نداره یه افت مشخص ارزش زبانی توش مشهوده!) ... هیچ کس باور نکرد این قصه را هیچ کس هرگز نپرسیدم چرا!(ضعف تالیف) ... گوشی ام ناگه به من پیغام داد قاصدک کاری دگر انجام داد ... موفق باشی

مریم

سلام خوبی؟ سال نو مبارک آپ کردم[چشمک]

مریم

اینجا کجاست امروز نه بادی می وزد نه آفتابی طلوع می کند برف جانم را به عریانی می خواند آنجا که روی نگاه مه گرفته ات دود سیگارم محومی شود و یادم می رود که نیمکتی برای تنهایی ام رزرو نشده است [ناراحت]

انسیه

سلام گلم خوبی؟ چشم میام مینویسم که چرا نمینویسم چه جالبه نوشتن برای ننوشتنهام تو خوبی؟ خوش میگذره؟ چه خبرا؟ درس دانشگاه کار حالشون خوبه؟

اندوه دختر

سلام....مثنوی قشنگی بود....فقط انگار بعضی بیت ها اشکال قافیه داشت..... !