غروب جمعه...

همیشه بوی بهشت از فرات می آید

صدای مادری از کائنات می آید

همیشه روی زمین عطر سیب می پیچد

غروب جمعه که صوت سمات می آید

 

همیشه روی زمین عطر سیب می پیچد

همیشه ناله امن یجیب می پیچد

غروب جمعه که شب را به روز می بندد

هوای گریه به چشمم عجیب می پیچد

 

غروب جمعه که شب را به روز می بندد

زمین سبز به سرخی دوباره می گندد

و قطره‌ای که از این چشم خیس می ریزد

و دشمنی که به طعنه دوباره می خندد

 

و قطره‌ای که از این چشم خیس می ریزد

و شور مستی خوبی که بر می‌انگیزد

برای مستی من قطره اشک غم کافیست

که بی هوای پریدن پرنده چون خیزد؟

 

برای مستی من قطره اشک غم کافیست

برای اوج گرفتن همیشه کم کافیست

همیشه بوی بهشت از فرات می آید

نسیم یوسف گم کرده راه هم کافیست

 

همیشه بوی بهشت از فرات می آید

صدای مادری از کائنات می آید

همیشه روی زمین عطر سیب می پیچد

غروب جمعه که صوت سمات می آید...

*پ.ن:

التماس دعا

 

/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حاج عادل

سلام ... امروز مثل همه ی روزهای خوب خدا چقدر قشنگ شروع شده برام ... دو سه روزیه که اول صبحی که راه می افتم بیام سرکار پرنده های مهاجری رو می بینم که بقچه دلشون محکم بستند و اوجی گرفتند و در حال مهاجرت هستند ... دل کندن از جایی که بودن چقدر آسون براشون ... ... و اما همش و این بیت چقدر قشنگه ... همیشه روی زمین عطر سیب می پیچد همیشه ناله امن یجیب می پیچد غروب جمعه که شب را به روز می بندد هوای گریه به چشمم عجیب می پیچد

salvich

آریل جان سلام خیلی شسه رفته بود...عجیب هوای گریه به چشمانم پیچانید. پایدار باشی رفیق. (دیر به دیر آپ میشیا)

مریم سلطان زاده

جمعه روز بدی بود البته جمعه ها روزهای بدی است غروب جمعه ها دلم می گیره اعصابم خورد می شه نمی دونم چرا [ناراحت]

مسافر کوچولو

من آپ کردم[گل]

بهار حقشناس

سلام! خوبی؟ اومدم بگم امشب آپ میکنم تو اولین کسی هستی که بهش خبر میدم البته هنوز که آپ نکردم... اومدم قالب وبتم ببینمو ...دزدی کنم خوشم اومد از این قالب[چشمک][خجالت][گل]

بهار حقشناس

سلام بیا ببین! به روزم... راستس قالبم نشد بدزدم آخه بلاگ فا با پرشین سر ناسازگاری داره[چشمک] حالا بیا ببین چطوره... منتظرم [گل]

عادل

این شب جمعه صدای مادری از کائنات می آید ...

salvich

سلام عزیز برادر خیلی لطف داری به ما... اتفاقن اصلن که تند نبود هیچ ، خیل هم از صراحتت حال کردم. سعی می کنم که تو کارای بعدی ردیفتر بشه. شاد و سر بلند باشی.

خانی پور

دوست من سلام از اینکه اومدی ونظر نوشتی ممنون.و از اینکه دوست داری نقد (درست و منصفانه ) شوی خوشحالم.البته به سود خودمونه چون پیشرفت هرکس در نقد و رفع اشکالشه .واقعا خانم حق شناس دوست داره که پیشرفت کنه با اینکه من بیرحمانه نقدش کردم نه تنها ناراحت نشد بلکه ... همچنین کسانی کم پیدا میشوند،شاید باعث شد ارادت من به ایشان چند برابر شود. باور کن بعضیها تحمل اینو ندارن که از گل نازکتر بهشون بگی.قضیه ی پ.ن رو نفهمیدم. شعر تون خوشبختانه استحکام لازمو داره البته توی این دوره زمونه شعرهای مذهبی گفتن کار سخت و دشواریه از قسمتهای غروب جمعه که شب را به روز می بندد/ هوای گریه به چشمم عجیب می پیچد یا بی هوای پریدن پرنده چون خیزد و... خیلی خوشم آمد . ارتباطی که بین بندها از طریق مصرع تکراری برقرار کرده بودی جالب بود. در آینده بهتون دوباره سر میزنم