بارون...

rain.jpg

سلام خدا

یادته آخرین بار کی بارون فرستادی؟

من که یادم نیست ولی شاید دیگه وقتشه

دلم گرفته خدا

دلم بارون میخواد

از اون بارونایی که وقتی میاد تمام صورتو خیس می کنه

از اون بارونایی که آدمو سبک میکنه

از اون بارونایی که وقتی شروع می شه دیگه بند نمیاد

از اون بارونای فروردینی

از اون بارونای بدون ابر

از اون بارونای ...

* پی نوشت: وقتی شبنم میشینه رو غبار جاده ها

   وقتی هر خاطره ای تو رو یادم میاره

   وقتی توی آینه خودمو گم میکنم

   میدونم که لحظه هام رنگ آبی نداره

   تازه احساس میکنم که چشام بارونیه

   پشت این پنجره ها داره بارون میزنه...

 

/ 6 نظر / 13 بازدید
مصطفی

بابا نويسنده با نوشته هات خيلی حال کردم مرتضی جون روون می نويسی راستی می دونم ديره ولی تولدت مبارک زيادم ناراحت نباش که دير به دينا اومدی چيزی نبوده الانم چيری نداره می بينمت

محمد زمان آبادی

متاسفم از صميم قلب که عنوان کنم اين بار بر خلاف نوشته های قبلی ( باز هم تاسف خودم را اعلام می کنم ) کاملا زيبا و خوب نوشته بودی !!!! راستی کاشکی تيم های تيراندازی و جودو بلافاصله از دوحه عازم مسابقات جهانی بشن و از اونجا هم يه سفر تفريحی برن کره ماه !!! اونجوری احتمالاْ تا ۱۷۰۰ سال ديگه ما در خدمتتون خواهيم بود به همراه محمود با آهنگ نازلی گوزل !!!!

آتش

ديشب مادر گفت لحظه تولدم سحر بود و هوا باراني........ و به يادم آوردم اولين عشقم را زير باران ديدم....

مزدور

سلام بابا آقازاده اين چه قيافه ای واسه خودت درست کردی؟!! حقا که شدی عين آقازاده ها!!! فقط الکی نگو باباته چون بابام اصلا اين ريختی نيست! از ساقی چه خبر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ياحق.