تولد

 

گرمــای جـنـوب و ظـهر فـرور، گـفتنـد نمـی شه از قضا شد

گـفتنـد کـه از خــدا رســیـدم، اسـم پـدرم مـمـد رضا شد

 

یـک هـدیـه از آسـمـان رسـیــده، از اون بـالا بـالا بـالا بـالا

چـون مـن بـه زمیـن رسیـده بـودم، شادی و سرور در فضا شد

 

فـکـرش رو بـکـن چـقـدر گنده، فـکرش رو بکن چقدر گشنه

چون بچه بودم سوات نداشتم، عشـق شب و روز من "غضا" شد

 

الـبتـه هـنـوز هـم کـم و بیـش...، ایـن حـرف چیه عزیز جانم

مـن اهـل خـدا و عـلـم و دیـنـم، بـگذر که فریضمون قضا شد

 

پـرویـز و غـلام و حـشمت و خـضر، پنجاه و سه اسم پیشنهادی

امـا عقبی که "مصطفی" بـود، اسـم جـلوییـش "مرتضی" شد

 

 

*پی نوشت: تولدم مبارک

/ 3 نظر / 17 بازدید
محمد جواد زمان آبادی

فوق العاده بود. یه وقتایی از اون شعرای ناب واسم اس ام اس کن. یه روزایی یادش می کنم.... تولدت مبارک مری

مهدی محمدی

با سحر سحر دولت فردا آمد/ لبخند بهارانه به هرجا آمد/ ای مهدی افسرده چرا غمگینی/ خوش باش که "مورتوض" به دنیا آمد/ پاورقی: مورتوض: بعضی از همشهرهای ما به مرتضایی که صمیم هستند مورتوض می‌گویند

مهدی محمدی

با سحر سحر دولت فردا آمد/ سوغات بهارانه به هرجا آمد/ ای مهدی افسرده چرا غمگینی/ برخیز که مورتوض به دنیا آمد مورتوض: همان مرتضای صمیمی ترکی است