عید قربانی

 

سیره سر می‌خواهد و سر سرّ دوست

هر که سر را داد هم اسرار اوست

 

سر برای سر سپردن خوب بود

کی گدای بی هنر محبوب بود؟

 

توشه را از بهر بردن داده‌اند

جان برای جان سپردن داده‌اند

 

این تمام سرّ جان و سر نبود

بوی خوش از آن گل بی سر نبود

 

بوی خوش از جان گل نشات گرفت

گل زدست باغبان حاجت گرفت

 

آن گلی کز باغ گل‌ها چیده شد

در دل بازار گل‌ها دیده شد

 

گل برای عطر و عطر افشانی است

پرپر گل صحبت ویرانی است

 

گل اگر وقتش رسد باید که چید

گل میان باغ گل خیری ندید

 

این تمام جان گل بود و همین

از بجز جانان گل دوری گزین

 

تن به جان و جان به تن مستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

 

راه پرواز از سبک‌بالی گذشت

هر که پر زد از دلش حالی گذشت

 

سر به تن سنگینی پرواز بود

سر سپردن نقطه آغاز بود

 

سرّ پرواز از گل بازار جو

هر چه دیدی و شنیدی باز گو

 

سر به راه دوست قربانی کنید

سرّ عشقش رخت عریانی کنید

 

سرّ پرواز از زمین تا آسمان

پر کشیدن از مکان تا لا مکان

 

پر کشیدن از قفس تا انتها

پر کشیدن تا خدا از ناخدا

 

سرّ سر دادن به راه دوست بود

"هر چه هست از ذات هست اوست" بود

 

 

*پ.ن١:

شادی بعثیان عراقی بر سر جنازه بی سر یک شهید ایرانی

 

*پ.ن٢:

خیلی وقت بود کار داشتم و دستم به قلم نمی رفت

عکس میثم قلمم رو به کار انداخت

 

/ 7 نظر / 17 بازدید
نیاز

اسم صفحه های سیاه رو که خوندم یه جورایی یاد وبلاگ خودم افتادم و گفتم حتما مثل من می نویسه ( نمی دونم چرا؟) اما الان که خوندم فهمیدم که واقعا خیلی عالی می نویسی و مقایسم به جا نبوده خسته نباشی [گل]

payar

hi besiar ghashang e damet in garm bekhosos in matlab be webam bia age moshkele bazdid dari ba kamtarin gheymat tabligh midam omadi nazar yadet nare www.near-to-you.com

بهار حق شناس

سلام مرتضی عزیز وای چه عکس دلخراشی بود یاد همه شهیدانی که برای این مرزو بوم جونشو ازدست دادند همیشه گرامی وروحشون شاد ...شهیدها واقعا همیشه زنده اند کارتو خوندم سر به تن سنگینی پرواز بود خیلی خوب توصیف کردی وخیلی تاثیر گذار بود حال وهوای خاصی گرفتم ... همیشه هات ...روشن[گل]

نوید

خنک ان قماربازی که بباخت هرچه بودش /بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر سکوت وبغض رفتن دشوار نبود که بازی دادن ها دلها راشکست . خوشابحال آنانکه مردانه رفتند. دلاور خداقوت

مسافر کوچولو

توشه را از بهر بردن داده‌اند جان برای جان سپردن داده‌اند همون موقع که خوندمش تونستم حال و هواش رو درک کنم. خسته نباشی، عالی بود، عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

رضا موسوی

سلام. میگم تو تا حالا حسرته چیزیه خوردی؟

الی کاک

سلام ... شرمنده ... کنکور و هزار و یک بدبختی ! شما نیومدنام رو به بزرگی خودتون ببخش ... [گل]