کوچه...

 

یـک نفر از عمق کوچه پشـت خانه

پر کشید و رفـت پشـت آب و دانه

 

کفش هایی با صـدای تـق تـق در

گـام هـایی هـم ردیـف هـر ترانه

 

بـاد مـی زد گیس زردت را به بالا

چشم مـی زد خاطراتت را به شانه

 

پـنـجره شـد بـاز بـاران با ترانه

                                          (با گوهر های فراوان)

مـی خورد بر شیشه ها بر بام خانه

 

یـادم آمـد رفـتنت را زیـر باران

گـریه کـردم بـی تلنگر بی بهانه

 

اشـک می افتاد از چشمم به سینه

بـی هـدف مـی کرد از آنجا کمانه

 

درد ما یک درد بود و سقف ما هم

آنـچه مـی خواندیم آن را آشیانه

 

سهم تواز عشق و طوفان اشک شیشه

سـهم مـن از بـاد و بوران تازیانه

 

پیـچ کوچه پیـچ تو پیـچ صدایت

پیـچ در پیـچ در و دیــوار لانـه

 

سـهم من از بودن تو حرص بودن

سـهم تـو از بودن من حرص دانه

 

/ 6 نظر / 19 بازدید
فريبا

سلام ارزو سلاميت دارم برات . به من حتما سر بزن در صورت تمايل بهم بگو تا تبـادل لـينک بکنيم . ممنون

Zakarta

یـادم آمـد رفـتنت را زیـر باران گـریه کـردم بـی تلنگر بی بهانه اشـک می افتاد از چشمم به سینه بـی هـدف مـی کرد از آنجا کمانه این دوبیتت یه لیوان اب پرتقالو ... تراس خونه اطهر اینا رو میخواداااا

Zakarta

این سری خواستی به یه گوشی تو ساری زنگ بزنی از همون تهران بزن نه فریدونکنار...[شکست]

Amin Etman

سلام مرتضا جان خیلی ترانه ی خوش ساختی بود... نوستالژیش هم با تضمین آن ترانه ی معروف باز باران دوچندان شده خرم باشی رفیق

رهاورد

سلام دوست قدیمی[لبخند] چقدر خوشحالم کردید که اومدید. چوبکاری ام که کردید!!!خیلی از دوستای وبلاگیم دور شده بودم. خوشحالم که به فکر چاپ شعراتونید. عااالیه!

الی کاک

بـاد مـی زد گیس زردت را به بالا چشم مـی زد خاطراتت را به شانه یـادم آمـد رفـتنت را زیـر باران گـریه کـردم بـی تلنگر بی بهانه پیـچ کوچه پیـچ تو پیـچ صدایت پیـچ در پیـچ در و دیــوار لانـه سـهم من از بودن تو حرص بودن سـهم تـو از بودن من حرص دانه عالی! اینجاهاشو بیشتر دوست میدارم [گل]