لشکر بی سرزمین

 

 

از لشکر بی سرزمینم یک نفر باقی ست

سوز زمستان می زند، اما سفر باقی ست

 

ما وارث افرای بی برگیم از هابیل

قابیل را اما هزار و صد تبر باقی ست

 

فرعون های شهر با شمشیر می رقصند

این طفل موسی نیست، اما یک پسر باقی ست

 

طاقت بیاور ای پلنگ ساحل مرداب

از عمر قرص ماه امشب یک سحر باقی ست

 

باید ببندد بار خود را شاعری تنها

وقتی که از دیوان شعرش یک اثر باقی ست

/ 3 نظر / 68 بازدید
الناز

سلام من الناز هستم 22 سالمه از اصفهان منتظرتم پيج همسريابي من در http://club.jokkade.ir/welcome

بهانه ها

پلنگ ساحل مرداب؟؟؟؟ نویسنده کامنت قبلی انگار اینو نخونده

حاج داود

سلام نماز و روزه ها قبول/ آقا مرتضی منو بخاطر میاری؟ حاج داود وبلاگ کلام پاک/ باور کن که چقدر هواتو کرده بودم امروز فرصتی دست که تو آدرسهام بگردم و تو رو پیدا کنم و عرض ادبی مجدد پش از 6 سال!!! امیدوارم که خوب و سر حال باشی/ شعرت مثل همیشه با صفا بود و دل انگیز اگه تونستی برا شهدای غواص هم قطعه ای به یادگار بگذار/ دوستدار شما حاج داود...............