رد آه

 

 

باز است رو به پنجره تصویر جاده ای

آهی کشیده است، زنی، آه ساده ای

 

این جاده رد پای تو را داد میزند

با حسرتی که تازه به آن قرض داده ای

 

از پنجره مسیر تو را حدس می زند

یک جفت چشم خسته ی خیس پیاده ای

 

هی آه می کشد، به افق خیره می شود

آنجا که فکر می کند او ایستاده ای...

 

وقتی که داشت دسته ی گیتار می شکست

انگار در نبود تو دیوار می شکست

 

با من کلاویه های سفید چرک

در خلوت پیانوی بیمار می شکست

 

یک پنجره سکوت تو را ضجه می کشید

تصویر من در آینه ای تار می شکست

 

نت ها دوباره دور سرم چرخ می زدند

وقتی که داشت دسته ی گیتار می شکست...

 

چشمم دوباره "دو" زد و "لا" زد زبان من

"می" می کشد زبانه به هر استخوان من

 

من فالچ می زنم تو ولی کوک رفته ای

افتاده رد آه لب استکان من...

 

اینجا مسیر ثانیه هایم عوض شدست

سازی شکسته ام که صدایم عوض شدست

 

آنقدر فکر و دغدغه هایم عوض شدست

باور بکن که بی تو خدایم عوض شدست...

 

من عابر قدیمی شهر حرامی ام

مهمان شوم مردم بد مست شامی ام

 

هر شب میان عقربه ها گریه میکنم

من آخرین پیانوی شهر جزامی ام...

 

وقتی خدا میان شبم ماه می کشد

یک زن کنار پنجره اش آه می کشد

 

دارم برای ماندن تو گریه می کنم

دارد برای رفتن تو راه می کشد...

 

افتاده رد آه لب استکان من...

 

*پ.ن: سال نو مبارک

/ 13 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميثم

كاش شعر بگي، ببره بالا اخوي

م.ط.

اشعار زیبایی بود. به رساتر هم سری بزنید خوشحال میشوم یاعلی

حوا

نت ها دوباره دور سرم چرخ می زنند...

خانم مهندس ابراهیمی

دارم برای ماندن تو گریه می کنم دارد برای رفتن تو راه می کشد... ای ... همچین ... بد نبود ... شما باید خورد بشید... له بشید ... از اول دست بشید... نه اینکه شعر نبود ها ... بود ... اما من خوشم نیومد ... اصلا برید بیرون... نفر بعدی بخونه ... . . . دوست دار واقعی شما : سلحشور استاد !

بهانه ها

من اینو خیلی دوست داشتم این جاده رد پای تو را داد میزند / با حسرتی که تازه به ان قرض داده ای راستش با این کامنت مهندس ابراهیمی و تعریف و توصیفا ادم جرات نمیکنه پاشو بزاره تو انجمن ادبی.... در ضمن این موسیقی متن وبلاگ خیلی کوتاهه تا ادم میاد بفهمه چی به چیه تموم میشه ... رسیدگی کیند

چطور میشه با تو حرف زد لمس کرد بازبان نت با صدای ضجه وقتی میبینی حرفی نداری ارام میشی سکوت میکنی باید حرف زد...........

من مستاصلم تواین درماندگی کمکم کن

الیما

آهی کشیده است، زنی، آه ساده ای یادتان می ماند ساده ترین آه ها هر زنی از هر نوعش که باشد خیلی حرف دارد ؟؟؟ هزار لای پیچیده است یادتان می ماند ساه نیست آنچه ساده می بینند خیلی زیبا بود ...

بهانه ها

قرار نیست به روز بشه اینجا؟؟؟؟؟؟

titile

سلام- شهري بود كه اشك منو در آورد. دلشاد باشي استاد